سيد محمد باقر برقعى
4093
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
شب است و وقت خواب اى دل خدا را 786 * شب اى شب ! ز بينوايى ، نواى مرغ سحر نيايد 3305 شب بود و ماه و اختر و شمع و من و خيال 1827 * شب بود و نخفت ديده ، چون من 1136 شب به اشك چشم من او را نگاه افتاده بود 2208 * شب بيامد فراز و روز برفت 2105 شبپرهاى گفت شبى با چراغ 1856 * شب ، پنجرهايست رو به تنهايى 1503 شب پيشين من دلخسته به خوابت ديدم 1159 * شب چو اختر برفروزد آه اخگرزاى من 1185 شب چون به چشم اهل جهان خواب مىرود 1878 * شب در بيابان ( شعر نو ) 3007 شب دراز است ، قصه ساز كنيم 2720 * شب درد ( شعر نو ) 3653 شب رفت و صبح ديد كه درياست 1840 * شب شد و باز غم تنهايى 641 شب شد و ساز سفر كرد مه نوسفرم 2039 * شب شمع يك طرف ، رخ جانانه يك طرف 1567 شب كه با خاطرى درد پرورد 372 * شب كه بازآيد ، بتابد ماهتاب 1287 شب كه در بستم و مست از مى نابش كردم 2633 * شب گذشته ، شب قدر بود و دولت من 106 شب ماهتاب يكره به رخت نگاه كردم 2464 * شب مستى كه خورد شيشه و پيمانه به هم 160 شب مولود فخر اهل عالم ، حيدر است امشب 1004 * شب مهتاب و ايام بهار است 499 شب نمنمك ز چشم سحر پا كشيده بود 1873 شب و ماهتاب وانگه من و آفتابرويى 2513 * شب همهشب در غمت اى ماهسيما گريه كردم 3447 شبانگاهى كه ماه عالمآرا 894 * شباهنگام در زد خانهاى را 3696 شبستون دل مو پرچراغه 903 * شبم به نيمه رسيد و صداى او نرسيد 3389 شبم ، شبى كه تو رفتى ، چه دردآور بود 3709 * شبنم از دامن گل ريخت چو در پاى سحر 1938 شبها ستارگان فلك گريه مىكنند 2934 * شبها همه در راز و نيازى اى دل ! 659 شبهاى بهار و عشق و مهتاب 173 * شبهاى بىآرام كارون ( شعر نو ) 3317 شبى از روز روشنتر ز مهتاب 3634 * شبى از شام هجران سختتر نيست 1999 شبى اگر شب آرام آشنايى ماست 1164 * شبى بود و بهارى در من آويخت 1717 شبى به واقعه ديدم رئيس را كه سرش 2606 * شبى بيگاه شد مردى به حمام 1949 شبى تا صبحدم با آن بت پيمانشكن باهم 2590 * شبى تار و من يار و دل و تار 2574 شبى تاريك ، چون گيسوى عذرا 3205 * شبى تاريك و وحشتزا بسى بود 756 شبى تيره ، از جنبش بادها 1778 * شبى چشم كيوان ز فكرت نخفت 2490 شبى چو من در چمن ، ميان گل خفتهاى 546 * شبى در حال مستى تكيه بر جاى خدا كردم 1268 شبى در كنج تنهايى نشسته 1883 * شبى ديگر ز ايامم نمانده 2477